صنایع فولاد پنج استراتژی سبز را برای رهبری بازار اتخاذ میکنند
فولاد ستون فقرات تمدن مدرن است. از اتومبیلهایی که میرانیم تا ساختمانهایی که در آنها زندگی میکنیم، از لوازم خانگی گرفته تا تلفنهای هوشمندی که در دست داریم، فولاد در زندگی روزمره ما همهجا حاضر است. فولاد به عنوان پایه و اساس توسعه اقتصادی و مادهای حیاتی برای دستیابی به اهداف پایداری، نقشی ضروری در شکلدهی به دنیای ما ایفا میکند.
با این حال، صنعت فولاد با چالشهای قابل توجهی روبرو است. این صنعت به عنوان یکی از پرمصرفترین و آلایندهترین بخشها، حدود ۸ درصد از انتشار جهانی دیاکسید کربن را به خود اختصاص میدهد و سهم قابل توجهی در تغییرات آب و هوایی دارد. در پاسخ به فشارهای زیستمحیطی فزاینده، این صنعت برای تضمین آینده خود باید دستخوش تحول سبز شود.
اهمیت فولاد را نمیتوان دستکم گرفت. این ماده به عنوان پایه و اساس صنعت مدرن، ماده حیاتی برای توسعه زیرساختها و پشتیبانی ضروری برای گذار انرژی عمل میکند. بدون فولاد، ما هیچ شهر مدرن، سیستم حمل و نقل کارآمد یا راهحلهای انرژی پاک نخواهیم داشت.
- پایه اقتصادی: فولاد به طور گسترده در بخشهای ساخت و ساز، حمل و نقل، ماشینآلات و انرژی مورد استفاده قرار میگیرد و به عنوان محرک اصلی رشد اقتصادی عمل میکند. تولید و مصرف فولاد یک کشور اغلب منعکسکننده سطح توسعه اقتصادی آن است.
- ماده زیرساختی: پلها، تونلها، راهآهنها، بنادر و فرودگاهها همگی به فولاد متکی هستند. استحکام، چقرمگی و دوام آن، عملکرد ایمن و قابل اعتماد زیرساختهای حیاتی را تضمین میکند.
- پشتیبانی از گذار انرژی: فناوریهای انرژی پاک مانند انرژی بادی، انرژی خورشیدی و انرژی هستهای به مقادیر قابل توجهی مواد فولادی نیاز دارند و این امر آن را برای دستیابی به اهداف خنثیسازی کربن ضروری میسازد.
صنعت فولاد به عنوان یکی از مصرفکنندگان عمده انرژی در جهان، با فشار فوری برای کربنزدایی روبرو است. روشهای تولید سنتی، به ویژه تولید آهن در کورههای بلند، مقادیر زیادی کک مصرف کرده و دیاکسید کربن قابل توجهی منتشر میکنند.
- مصرف بالای انرژی: تولید فولاد به ورودیهای انرژی عظیمی از جمله زغال سنگ، برق و گاز طبیعی نیاز دارد.
- انتشار قابل توجه: این فرآیند مقادیر زیادی CO2، دیاکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن آزاد میکند که به تغییرات آب و هوایی و تخریب محیط زیست کمک میکند.
- فشار نظارتی جهانی: با افزایش نگرانیهای آب و هوایی، دولتهای سراسر جهان در حال اجرای مالیات کربن و سیستمهای تجارت انتشار هستند و تولیدکنندگان فولاد را مجبور به اقدام میکنند.
شرکتهای فولادی که به طور فعال به چالشهای پایداری میپردازند، در چشماندازهای نظارتی در حال تحول و معیارهای ESG (محیط زیست، اجتماعی و حاکمیت) مزیت رقابتی کسب خواهند کرد. در ۵۰ سال گذشته، پیشرفتهای تکنولوژیکی و انتقال از کورههای بلند به کورههای قوس الکتریکی (EAF) قبلاً مصرف انرژی را ۶۰ درصد کاهش داده است.
تولیدکنندگان فولاد باید فناوریهای نوظهور را به طور جامع ارزیابی کنند و در عین حال ریسکها، هزینههای سرمایهگذاری و الزامات کیفیت محصول را متعادل سازند:
- جذب کربن: فناوریهایی مانند بازیافت گاز بالایی میتوانند تا ۹۰ درصد از انتشار کوره بلند را جذب کنند و CO2 با غلظت بالای باقیمانده برای ذخیرهسازی یا استفاده مناسب است.
- نوآوری محصول: انتقال به تولید EAF مبتنی بر ضایعات، انتشار را کاهش میدهد، اگرچه مقرون به صرفه بودن و در دسترس بودن ضایعات با کیفیت همچنان ملاحظاتی هستند.
- پتانسیل هیدروژن: استفاده از هیدروژن سبز (تولید شده از طریق انرژیهای تجدیدپذیر) در فرآیندهای آهن احیا شده مستقیم (DRI) و EAF، علیرغم چالشهای مقیاسپذیری فعلی، میتواند پاکترین جایگزین شود.
- ذوب جایگزین: فرآیندهای جدیدتر ذوب و احیای تجاری، کنترل انتشار بهتری را ارائه میدهند و سودآوری اقتصادی آنها به مصرف انرژی و استفاده از گازهای جانبی بستگی دارد.
تقاضای رو به رشد برای مواد کمکربن، به ویژه از سوی تولیدکنندگان خودرو (که ۱۲ درصد از تولید جهانی فولاد را مصرف میکنند)، فرصتهای بازاری ایجاد میکند. مشوقهای دولتی تقاضا برای محصولات فولادی سبز گواهی شده را بیشتر تحریک میکنند.
سرمایهگذاران به طور فزایندهای پرتفولیوهای پایدار را در اولویت قرار میدهند، در حالی که دولتها سیاستهای کربنزدایی سختگیرانهتری را اجرا میکنند. معیارهای بهبود یافته ESG به شرکتها کمک میکند تا تأمین مالی با هزینه کمتر را تضمین کنند، مدیریت منابع را بهینه سازند، ریسکهای عملیاتی را کاهش دهند و آمادگی آینده را افزایش دهند. برخی از تولیدکنندگان فولاد در حال حاضر قیمتگذاری سایه کربن را در ارزیابی سرمایهگذاریهای سرمایهای لحاظ میکنند.
در حالی که بسیاری از شرکتهای فولادی در کاربردهای دیجیتال برای کنترل کیفیت و ایمنی پیشرو هستند، پتانسیل بیشتری در نظارت و گزارشدهی پایداری وجود دارد. راهحلهای دیجیتال میتوانند مصرف انرژی را بهینه کنند، ضایعات را به حداقل برسانند و انتشار را کنترل کنند. فناوری بلاکچین ممکن است پایداری را در سراسر زنجیرههای ارزش تأیید کند، در حالی که محاسبات ابری نظارت متمرکز بر عملیات پراکنده را امکانپذیر میسازد.
تصمیمات پایداری باید همه ذینفعان را در نظر بگیرد - از جمله صنعت، مصرفکنندگان و منافع زیستمحیطی. تلاشهای هماهنگ برای تسریع تغییر و توسعه راهحلهایی برای چالشهای پیچیده ضروری است.
سرعت تحول در سطح جهانی متفاوت خواهد بود. تولیدکنندگان غربی با سرمایهگذاریهای پایداری موجود ممکن است فناوریهای کمکربن را سریعتر از همتایان خود در چین و هند که داراییهای سرمایهای جدیدتر و فشارهای هزینهای نیازمند گذارهای تدریجیتر هستند، اتخاذ کنند. با این حال، همه مناطق باید بهبودهای تدریجی در بهرهوری انرژی، کاهش انتشار و شیوههای اقتصاد چرخشی را دنبال کنند.
با توجه به ردپای کربن قابل توجه فولاد، حتی بهبودهای جزئی نیز میتواند تأثیر قابل توجهی بر سفر به سوی خنثیسازی کربن داشته باشد. دستیابی به این امر نیازمند نقشههای راه دیجیتال مرحلهای برای مقیاسبندی فناوریهای جدید، همراه با همکاری بین تولیدکنندگان فولاد، دولتها، دانشگاهیان، جوامع و سازمانهای بینالمللی مانند انجمن جهانی فولاد است.
فولاد به عنوان یکی از مواد بازیافتیترین مواد زمین با پتانسیل استفاده مجدد نامحدود، ذاتاً پایدار است. توسعه روشهای تولید سبزتر نشاندهنده یک سرمایهگذاری بلندمدت است که در طول چرخه عمر فولاد، منافع زیستمحیطی قابل توجهی را به همراه خواهد داشت. در حالی که چالشها باقی ماندهاند، تحول پایدار این صنعت نویدبخش آیندهای پاکتر برای این ماده ضروری است.